چرا صلح در بلوچستان آشفته پاکستان گریزان است؟
اسلام آباد، پاکستان - استان بلوچستان غنی از مواد معدنی که در سراسر مرز جنوب غربی پاکستان امتداد دارد، بزرگترین و فقیرترین منطقه این کشور است و محل طولانیترین درگیری بینالمللی آن است.
روابط بلوچستان با دولت پاکستان تقریباً از زمانی که در اوت 199 به بخش پاکستان تبدیل شد، بوده است. شبه قاره پس از پایان حکومت استعماری.
داستان های پیشنهادی
لیست 4 موردی- لیست 1 از 4چگونه حملات بلوچستان وعده های پاکستان به چین را تهدید می کند – ترامپ
گروه BLA4 در پشت لیست قرار دارند. قطار ربایی مرگبار پاکستان؟ - لیست 3 از 4«سیاست بکش و رها کن»: قتل مرد معترض بلوچ در پاکستان
- لیست 4 از 4«ارتش به تنهایی نمیتواند نارضایتیها را خنثی کند»: چه چیزی به خشونتهای استان بلوچستان دامن میزند
- از زمانی که یک سال بعد در سال 1948 رسماً بخشی از پاکستان شد، شاهد خشونت بودیم. در حالی که درگیری در طول دههها کاهش یافته و جریان یافته است، در سالهای اخیر به شدت اوج گرفته است، در مرحلهای که تحلیلگران آن را مرحلهای تقریباً بیسابقه توصیف میکنند.
آخرین تشدید تنش در 31 ژانویه رخ داد، زمانی که حملات هماهنگ شده در استانها توسط گروههای نزدیک به یک استان انجام شد. استقلال.
به رهبری ارتش آزادیبخش بلوچ (BLA)، مهاجمان بیش از 30 غیرنظامی و حداقل 18 پرسنل اجرای قانون را کشتند. پس از آن حملات، طی عملیات های دولتی چند ساعته، نیروهای امنیتی گفتند که بیش از 150 جنگجو را کشته اند.
یک روز بعد، سرفراز بوگتی، وزیر ارشد استان، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که راه حل مشکلات بلوچستان به جای گفت وگوی سیاسی، در ارتش است.
اما برخی از تحلیلگران می گویند که ریشه درگیری وجود دارد. سالهای پایانی حکومت بریتانیا در جنوب آسیا و جغرافیای سیاسی نامشخص قبل از استقلال پاکستان.
الحاق به پاکستان و نارضایتی
در آستانه تقسیم، بلوچستان یک واحد سیاسی واحد نبود. بخشهایی از منطقه بهطور مستقیم توسط بریتانیا بهعنوان «بلوچستان رئیس کمیسیونر» اداره میشد، در حالی که بقیه شامل ایالتهای شاهزادهای از جمله کلات، مکران، لاسبله و خاران بود که از طریق معاهدات و نه حکومت استعماری، به پادشاهی بریتانیا وابسته بودند.
در سال 1947، خانات خانات کلات برای اولین بار توسط یک فرماندار کلات از نظر فنی مستقل به رسمیت شناخته شد. محمد علی جناح.
این موقعیت با مشخص شدن ارزش استراتژیک خط ساحلی بلوچستان - دروازه ای به تنگه هرمز - تغییر کرد. میر احمد یار خان، خان کلات، در 27 مارس 1948 با پیوستن به پاکستان موافقت کرد.
برادرش، عبدالکریم، این قرارداد را رد کرد و گروه کوچکی از مبارزان را به افغانستان هدایت کرد و اولین شورش بلوچ ها را رقم زد. در عرض چند ماه با تسلیم شدن او به پایان رسید.
این قسمت در میان ناسیونالیستهای بلوچ بهعنوان «الحاق اجباری» تلقی شد و پایههای مقاومت آینده را پایهگذاری کرد.
به زودی الگویی ظاهر شد. طرد سیاسی منجر به مقاومت مسلحانه و به دنبال آن پاسخ نظامی و سپس آرامشی موقتی و ناآرام - قبل از اینکه چرخه تکرار شود. نهاد.
رهبران بلوچ این حرکت را فرسایش خودمختاری میدانستند و خواستار آزادی میر احمد یارخان شدند که دستگیر شده بود.
نواب نوروزخان، رهبر قبیلهای کهنهکار که با حکومت بریتانیا مبارزه کرده بود، یک شورش مسلحانه را رهبری کرد. با دستگیری او و اعدام چند تن از همکاران پس از محاکمه نظامی پایان یافت. حکم اعدام نیز به خان صادر شد، اما بعداً به حبس ابد تغییر یافت، و او سرانجام در زندان درگذشت.
مرحله سوم در دهه 1960 دنبال شد که به دلیل مخالفت با حکومت نظامی در استان - در زمانی که پاکستان توسط اولین دولت نظامی خود، ایوب خان اداره میشد - و مطالبات حقوق سیاسی، که به طور فزایندهای توسط ایدههای چپ شکل میگرفت، دنبال شد. اگرچه محدود بود، اما این دیدگاه را تقویت کرد که روابط بلوچستان با دولت با زور اداره می شد.
شدیدترین درگیری در دهه 1970 رخ داد.
پس از برکناری دولت استانی منتخب بلوچستان در سال 1973، به رهبری حزب ملی عوامی (NAP) در مقیاس وسیعی در سراسر استان پخش شد. NAP و رهبران آن توسط دولت ذوالفقار علی بوتو، نخست وزیر این کشور، به توطئه ای در لندن برای کمک به تجزیه پاکستان متهم شدند. این توطئه هرگز ثابت نشد.
اما رهبران حزب، از جمله سردار عطاالله منگل، وزیر وقت، دستگیر شدند. هزاران مبارز بلوچ با نزدیک به 80000 سرباز پاکستانی درگیر شدند و هزاران نفر کشته شدند.
این جنگ در سال 1977 پس از آن که ژنرال ضیاءالحق در یک کودتا قدرت را به دست گرفت و مبارزان بلوچ را عفو کرد، پایان یافت. با این حال، شکایات اصلی آنها حل نشده باقی ماند.
نقطه اوج
دوره ای از آرامش نسبی به دنبال داشت، اما نارضایتی همچنان ادامه داشت. منتقدان دولت را به بهرهبرداری از منابع طبیعی بلوچستان، مانند ذخایر گاز متهم کردند، در حالی که جوامع محلی محروم ماندهاند.
چند رویداد آنچه را که گروههای بلوچ به عنوان تاکتیکهای دولتی سنگین توصیف کردند، برجسته کرد، که منجر به شورش پنجم و کنونی شد که در اوایل دهه 2000 آغاز شد.
On Flashpoint پزشک شاغل در یک شرکت گاز دولتی، که گفته می شود توسط یک کاپیتان ارتش کار می کند. پس از آن پاکستان توسط ژنرال پرویز مشرف اداره می شد که در سال 1999 قدرت را در دست گرفته بود.
این حادثه اعتراضات محلی گسترده ای را برانگیخت که با نیروی مرگبار مواجه شد، اما تنش در حال جوشش به یک درگیری تمام عیار در اوت 2006 منفجر شد، زمانی که نواب اکبر بوگتی، رئیس سابق ارتش قبیله ای بلوچ، وزیر سابق قبیله ای بلوچ و یکی از نیروهای مردمی این استان کشته شد. عملیات.
مرگ بوگتی او را به قدرتمندترین نماد مقاومت بلوچ تبدیل کرد و موجی از خشم و شورش را برانگیخت، در کنار این باور فزاینده در میان بسیاری از بلوچها مبنی بر اینکه استقلال تنها راه رو به جلو است.
در سالهای اخیر، اعتراضها به طور فزایندهای توسط بلوچهای جوانتر و طبقه متوسط رهبری میشود و زنان نقش برجستهای را ایفا میکنند. مورد انتقاد گروه های حقوق بشر است.
فعالان دولت را به کشتن و ناپدید کردن اجباری هزاران بلوچ قومی مظنون به حمایت از شورش متهم می کنند. بسیاری از ناپدیدشدگان بعداً مرده شدند و اغلب دارای نشانههای شکنجه بودند.
دولت مسئولیت ناپدید شدنهای اجباری را رد میکند و پیشنهاد میکند که اکثر کسانی که ناپدید شدهاند احتمالاً به گروههای مسلح شورشی ملحق شدهاند، چه در کوهها و چه در آن سوی مرز در ایران یا افغانستان.
شورش معاصر >
با The major robellion برنامههای استخراج گاز طبیعی در مقیاس بزرگ برای بنادر اعماق دریا در گوادر، حفاری برای مواد معدنی، و راهاندازی کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) به ارزش ۶۲ میلیارد دلار، بلوچستان را به یک نقطه کانونی استراتژیک تبدیل کرده است. به حاشیه رانده شده است.
گروه های مسلح مانند BLA و جبهه آزادیبخش بلوچستان مبارزه خود را به عنوان مقاومت در برابر استثمار به سبک استعماری و در تعقیب "آزادی ملی" تعریف می کنند.
دولت پاکستان رقیب منطقه ای هند را به دامن زدن به مشکل در استان با حمایت از جدایی طلبان متهم کرده است. این ادعاها در سال 2016 با دستگیری کولبوشان جدهاو در بلوچستان مورد توجه قرار گرفت. اسلام آباد گفت که او یک عامل اطلاعاتی هندی است که برای جناح تحقیق و تحلیل، آژانس اطلاعات خارجی هند کار میکند.
پاکستان بعداً ویدیویی را منتشر کرد که نشان میدهد جادو اعتراف به تسهیل حملات را نشان میدهد و آن را به عنوان مدرکی دال بر مداخله خارجی معرفی میکند. هند جاسوس بودن Jadhav را رد کرده است.

جستجوی راه حل
در دهه 2010 شاهد ظهور گروه های مسلح بلوچ پیشرفته تری بود که به طور فزاینده ای شهروندان و پروژه های چینی را هدف قرار می دادند.
حملات به هتل چینی، بندر گوادر، و بندر فرهنگی چینی، بندر گوادر، یک شهر لوکس چینی، حمله کردند. مرکز، در میان چندین حادثه دیگر.
با تشدید خشونت، دولت نیز تمرکز خود را بر استخراج ثروت معدنی بلوچستان افزایش داده است.
چین یک معدن بزرگ مس را در سایندک اداره میکند، در حالی که پروژه Reko Diq در غرب بلوچستان، که یکی از بزرگترین معدنهای معدنی جهان در نظر گرفته میشود. بلوچستان 44 درصد خشکی پاکستان را تشکیل می دهد و با ایران و افغانستان هم مرز است، عبدالباسط، محقق دانشکده مطالعات بین المللی راجراتنام سنگاپور، می گوید که جغرافیا چالشی بزرگتر از شورش ایجاد می کند.
زمین بلوچستان توسط یک منطقه ناهموار و خشک که فقط مناظر ناهموار و خشک را با رشته کوه های پهن و پهن تشکیل داده است، تعریف می کند. تنها بیش از 6 درصد از کل جمعیت کشور. مناطق کوهستانی استان اغلب توسط گروههای شورشی به عنوان پناهگاه استفاده میشود.
"آیا واقعاً میتوانید دستگاه امنیتی را در استانی به بزرگی بلوچستان و با زمین سختی مستقر کنید تا از ریشهکنی کامل خشونت اطمینان حاصل کنید، بهویژه زمانی که ایالت از نگاه کردن به گسلهای محلی خودداری میکند؟" او پرسید.
بسیاری از تحلیلگران استدلال میکنند که پاکستان باید از رویکردهای نظامی اول دور شود.
امتیاز بلوچ، محقق در مورد درگیری در این استان، میگوید که این شورش به جای تلاش واقعی برای تأمین صلح، با خودخواهی مدیریت شده است.
«دولتها به جای پرداختن به مسائل ریشهای، برای استان بالچ عمدتاً بر روی یک استان متمرکز شدهاند. او گفت که نیازی به موضع گیری احساسی یا اپتیک ندارد، بلکه به رویکردی آرام، سیاسی و واقع بینانه نیاز دارد.
ساهر بلوچ، محقق ساکن برلین با تجربه گسترده در استان، می گوید که یک مشکل سیاسی را نمی توان از طریق زور حل کرد. دولت به جای اعتماد از طریق ترس حکومت می کند، هوش نیز خشک می شود. او به الجزیره گفت: مردم همکاری نمیکنند، اطلاعات جریان نمییابد و به همین دلیل است که حتی مناطق با امنیت بالا مدام نقض میشوند.
مقامهای دولتی همچنان استدلال میکنند که نیروی نظامی راهحل است، دیدگاهی که رفیعالله کاکار «به شدت با آن مخالف است». در مورد "رویکردهای اجباری و نظامی" که نتوانسته اند ثبات ایجاد کنند.
"دولت پاکستان باید به طور اساسی رویکرد خود را تغییر داده و مجدداً تنظیم کند. او به الجزیره گفت: نقطه شروع باید اقدامات معنادار اعتمادسازی برای ایجاد محیطی مناسب برای آشتی سیاسی و گفتگو باشد.
او افزود، هر تلاش جدی برای حل بحران باید ماهیت سیاسی آن را بشناسد و شامل اقداماتی مانند رسیدگی به ناپدید شدنهای اجباری، اطمینان از نمایندگی قانونی انتخاباتی، و ایجاد صلح و سازش باشد. کمیسیون».
او گفت: «در نهایت، دولت باید یک نقشه راه روشن برای گفتوگوی ساختاریافته و مکانیسمهای نهادی برای رسیدگی به نارضایتیهای دیرینه سیاسی، اقتصادی و حکومتداری بلوچستان ارائه کند.