نامه های یک سرباز جنگ جهانی دوم به معشوقش تصویری صمیمی از عشق در زمان جنگ ارائه می دهد
ناش ویل، تن (AP) - نکات برجسته از مجموعه بیش از 200 نامه عاشقانه که داستان خواستگاری و ازدواج یک زوج در طول جنگ جهانی دوم را بیان می کند، اکنون به صورت دیجیتالی از طریق کتابخانه عمومی نشویل به نمایش گذاشته شده است و تصویری صمیمی از عشق در زمان جنگ ارائه می دهد.
نامه هایی که در Wmonde De Williamakerita یافت شد. که به جین و خواهر و برادرش تعلق داشت. آنها در سال 2016 به آرشیو مترو نشویل اهدا شدند.
Whittaker، که توسط Ray رفت، اهل نیو روچل، نیویورک بود. به گفته کلی سیرکو، بایگانی کلان شهر کتابخانه، او برای شرکت در کالج پزشکی تاریخی بلک مهری به پایتخت تنسی نقل مکان کرد. آنجا بود که او با جین، یکی دیگر از دانشجویان کالج آشنا شد و با او قرار ملاقات گذاشت.
وقتی ری نشویل را ترک کرد، جفت ارتباط خود را از دست دادند. در تابستان 1942 به ارتش فراخوانده شد. او که در فورت هوآچوکا در آریزونا مستقر بود، تصمیم گرفت دوباره با جین که در آن زمان به عنوان تکنسین آزمایشگاه پزشکی در دانشگاه واندربیلت کار می کرد، ارتباط برقرار کند.
یک "سورپرایز دلپذیر و غم انگیز"
کتابخانه اولین نامه ری به جین را ندارد، اما پاسخ او را دارد. او در 30 ژوئیه 1942 مینویسد: «مطمئناً شنیدن صحبتهای شما شگفتانگیز و غمانگیز بود.» «خوشایند است زیرا شما همیشه در قلب من جایی خواهید داشت و خوشحالم که هر چند وقت یکبار به من فکر میکنید. غمانگیز است، زیرا شما در نیروهای مسلح هستید، اما من نمیتوانم بگویم که اینطور نیست. مفتخرم که میدانم برای کشورت تلاش میکنی.»
جین سپس فهرست را ادامه میدهد - شاید به عنوان یک اشاره؟ - مجموعه ای از آشنایان متقابل که اخیراً ازدواج کرده اند، به کسانی که بچه دار شده اند یا شایعه بچه دار شدن دارند اشاره می کنند. او امضا میکند: «به زودی بنویس، سیمکشی کن یا با من تماس بگیر - عاشقانه جین».
داستانی که با حروف بیان شده است
سیرک گفت: «وقتی این نامه ها را می خوانید نمی توانید لبخند نزنید. "شما واقعا نمی توانید. و این فقط نگاه صمیمی به دو فرد معمولی در یک دوره بسیار پیچیده در تاریخ ما بود."
سیرکو گفت که آرشیوگران نشویل نتوانسته اند هیچ یک از بستگان زنده ری و جین را پیدا کنند، بنابراین بیشتر آنچه در مورد آنها می دانند از نامه ها است. این زوج هیچ فرزندی نداشتند، طبق آگهی درگذشت ری که در سال 1989 در نشویل درگذشت.
این اهدا همچنین شامل چند عکس و وصله ری از برادری تاریخی سیاهپوستان آلفا فی آلفا بود.
سیرکو گفت: فراتر از یک داستان عاشقانه، این مجموعه «این دیدگاه لحظهای را ارائه میدهد که ... مانند پیمایش در برخی مسائل نژادی، برخی مسائل جنسیتی، کار آنها، زندگی یک سرباز، همه این چیزها است». به همین دلیل است که بایگانیها میخواستند آن را در دسترس عموم قرار دهند.عشق و شک
فقط دو ماه پس از اولین نامه ها، عاشقانه داغ شده است. ری به فورت مککلان در آلاباما منصوب شده است، جایی که او به سازماندهی مجدد لشکر 92 پیاده نظام - و جدا شده - کمک خواهد کرد، که در ادامه نبرد در اروپا را دید.
در نامهای بدون تاریخ از سپتامبر 1942، او به جین میگوید: «وقتی تو را دیدم، چیز بسیار مهمی برای گفتن دارم و از دانستن آن تعجب میکنی.
«حتی ممکن است از تو بخواهم که با من ازدواج کنی. کسی هرگز نمیداند.»
او با گفتن اینکه اگر به مدرسه آموزش افسری برود، میتواند «حقوق بسیار خوبی» دریافت کند - حدود 280 دلار در ماه اگر متاهل باشد و 175 دلار در صورت مجرد، او را مسخره میکند.
او مینویسد: «واقعاً نمیتوانم مقدار اضافی پول خود را به دولت بسپارم و باید کسی را داشته باشم که به من کمک کند آن را خرج کنم.
در ابتدا جین شک دارد. "چه چیزی باعث می شود فکر کنی هنوز هم مرا دوست داری؟" او در 23 سپتامبر می پرسد. "آیا شما تنها هستید و از خانه دور هستید؟ مطمئنم میخواهم مرا دوست داشته باشی اما نه در آن شرایط.»
نامه 24 سپتامبر از ری جدی تر است. «این روزها رویدادها آنقدر سریع در حال تغییر هستند که واقعاً نمی توان برای آینده برنامه ریزی کرد. اما من تصمیم قاطعی را در مورد مهمترین مسائل می گیرم، "او می نویسد.
ری می گوید که فکر می کرد او و جین نمی توانند با هم باشند زیرا آنها بسیار دور از هم زندگی می کردند. او می گوید که با زنان دیگری قرار گذاشته است اما "همراهی و عشقی را که خیلی دوست داشتم پیدا کنم، پیدا نکردم. تنها چیزی که با آن برخورد کردم مشکل و دردسر بیشتر بود.»
یک "شوهر عزیز"
به زودی ری او را به دست می آورد و آنها در 7 نوامبر در بیرمنگام ازدواج می کنند.
در نامهای از ۹ نوامبر، جین ری را «شوهر عزیزم» خطاب میکند. او از این ازدواج خوشحال است اما ناراحت است که این زوج باید فعلا از هم جدا بمانند. او قبلاً به محل کار و خانواده خود در نشویل بازگشته است در حالی که او به پایگاه ارتش بازگشته است.
«داشتن شوهری چنین، شیرین و دوست داشتنی چیز شگفت انگیزی است. عزیزم هیچوقت نمیفهمی چقدر دوستت دارم تنها حسرت این است که ما سال ها پیش ازدواج نکردیم ... همانطور که اکنون همه چیز خیلی نامشخص است و ما با هم نیستیم اما چند ساعت خوش. اما شاید این جنگ قدیمی به زودی تمام شود و ما بتوانیم برای همیشه با هم باشیم."
او نتیجه می گیرد: "عزیزم شیرین باش و به زودی برای من بنویس. من از شوهرم نامه می خواهم. یادت باشه همیشه دوستت دارم همیشه — از طرف همسرتان»